کلاس دوم دبستان بودم که به همراه خانواده ام به مشهد رفتم.وقتی به صحن اسماعیل طلا رسیدم از دیدن دوباره گنبد طلای امام رضا آن هم پس از سه سال اشک شوق در چشمانم نشست.وارد حرم که شدیم خیلی شلوغ بود.مادرم گفت:محکم خودتو بگیر وجلوی من بیا.من پشت سرت هستم وحواسم به توست.من تمام نفسم را در سینه ام جمع کردم.جلو رفتم.مادرم پشت سرم بود.همین که مادرم هست خیالم خیلی راحت بود.اما وقتی چند قدم مانده بود به ضریح برسیم یک دفعه خانوم ها ما را هل دادند.دیگر مادرم پشتم نبود.اصلا انگار نمی توانستم نفس بکشم.خیلی دوست داشتم به جلو بروم اما کسانی که جلوی من بودند مرا عقب زدند آن قدر که به کنار در ضریح رسیدم.گریه ام گرفته بود.مادرم میان جمعیت گم شده بود و من هم دستم به ضریح نرسیده بود.ناگهان مادرم را دیدم که از گریه من نگران شده بود.نزدیک آمد و پرسید:برای چی گریه می کنی؟گفتم:آخه دستم به حرم نرسیده.مادرم گفت:این که گریه نداره.از همین جا هم قبوله.حس می کردم که امام رضا مرا لایق آن نمیداند که ضریحش را لمس کنم.اما وقتی کتاب توشه زیارت را خواندم و آداب قبولی زیارت را فهمیدم دانستم که این چیزها نشانه قبولی زیارت نیست.بلکه تنها نیت و قصد شما از زیارت او مد نظر است.
زائر نشانه قبول زیارت را باید در هماهنگی روحش با عملش وحظش با حظ اهل بیت با همسویی با این خاندان و رفتار جستجو کند.زیارتی قبول است که در حالات روحی و رفتار واخلاق و تهذیب زائر اثر داسته باشد.زیارتی با معرفت با قصد قربت به دور از ریا وتظاهر بدون آمیختن آن به گناه باشد.نزدیک تر شدن به اهل بیت،توبه کردن وپاک شدن و پاک ماندن.اینها نشانه قبولی زیارت است.مرحوم آیت الله محمد جواد انصاری عارف نامی در این زمینه فرمودند:اگر با خواندن اذن دخول حالت خضوع پیدا شد،بدانید اهل بیت شما را قبول کرده اند و اگر این حال را نداشتید،صبر کنید تا این حال برایتان پیدا شود.
بنابر کتاب توشه زیارت(فصل۲،زیارت با معرفت)

برچسب: نشانه قبولی زیارت,
نویسنده: رضا رضاپور
تاريخ: دوشنبه
29 شهريور
1395 ساعت: 2:07